تبلیغات
صبای عجبشیر - جایگاه شورا از دیدگاه اسلام

صبای عجبشیر

اخبار جامع از شهرستان عجبشیر

ریشه‌یابی شورا
شورا مصدراست به معنی مشاورة(1) ازمادة شور كه فعل آن(شاور یشاورمشاورة)میباشد یعنی ازباب مفاعله، باب مفاعله دوطرفی و دارای معنای اشتراکی می باشد. به نقل ازترجمة المیزان:راغب میگوید:كلمه(تشاور)و(مشاورت)و(مشورت)بمعنای استخراج رأی صحیح است. یااینكه آدمی درمواقعیكه خودش دربارة كاری رأی صحیح ندارد، بدیگری مراجعه كند واز او رأی صحیح بخواهد واین كلمه ازمادة(ش  و ر )گرفته شده

است، عرب می‌گفت: (شرت العسل)یعنی من عسل را ازكندویش استخراج كردم. (2)

بخش اول
شورا ازدیدگاه قرآن

اگرمسئله‌ای ‌‌راازدیدگاه‌اسلام ‌بررسی‌‌‌نماییم‌ باید منابع سه‌گانه‌ویا چهارگانة كه تمام احكام اسلامی ازآن بدست می آید موردمطالعه قرارگیرد. دو تا بخشی كه قراراست تقدیم خوانندگان عزیزگردد بخش اول آن مربوط به برسی شورا درقرآن است.

مشورت رسول خدا با مردم
یکی از واژه‌‌‌‌هایی كه درقرآن ازمادة (ش و ر)به چشم می‌خورد واژة «شاور» به صورت صیغة امراست خدا درقرآن چنین می فرماید:

( َفبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلینَ(3). به (بركت)رحمت الهی، دربرابرآنان (مردم) نرم (مهربان)شدی! واگرخشن وسنگدل بودی،از اطراف تو، پراكنده می‌شدند، پس آنها را ببخش وبرای آنها آمرزش بطلب! ودركارها، باآنان مشورت كن!امّا هنگامی كه تصمیم گرفتی،(قاطع باش!) وبرخدا توكل كن! زیراخداوند متوكلان رادوست دارد.

طبق این آیه رسول خدا مأمور به مشورت شده است.حتی  بعضی از علماء قائل به وجوب مشورت شده است.چون اولا خود صیغه امر ظهور در وجوب دارد .

ثانیا: اینکه درآیه38 سوره الشورا مشورت در کنار دو صفت ایمان به خداوند و بر پاداشتن نماز که هر دوتا واجب هستند قرار گرفته است.(4)

جناب قرطبی می‌گوید: الثانیة: قال ابن عطیة والشورا من قواعدالشریعة وعزائم الاحکام؛من لایستشیر أهل العلم والدین فعزله واجب.(5)یعنی شورا از اساس وپایه‌‌های شریعت اسلام وبزرگترین حکم از احکام الهی به حساب می آید.

لذا هر حاکمی که این امر بزرگ را نادیده گرفته از استبداد رأی استفاده نماید واجب است که او ازمقامش بر کنارشود.

درجایی دیگردارد: قال ابن خویزمنداد: واجب علی الولاة مشاورة العلماء فیما لایعلمون،فیما اشکل علیهم من امورالدین ووجوه الجیش فیما یتعلق بالحرب ، ووجوه الناس فیما یتعلق بالمصالح،و وجوه الکتاب  والوزراء والعمال فیما یتعلق بمصالح البلاد وعمارت‌‌ها.(6)

بر والیان وحاکمان واجب استدر اموردین چیزی نمی‌دنند ویا اینکه مشکلی دارد با علماءمشورت کنند، در مسائل نظامی باچهره شناخته شده‌ای نظامی مشورت داشته باشند، در مورد مصالح مردم باچهره‌‌های سر شناس مردم مشورت داشته باشند.

اما اینکه موضوع مشورت چه باشد، وباچه کسانی مشورت نمایدویا اینکه تصمیم نهایی دست که باشد نکاتی است که هر کدام جدا گانه مورد بررسی قرار گیرد.

نکات
1_موضوع مشورت ودیدگا‌‌ه های مختلف

پیغمبر گرامی اسلام ازطرفی با وحی ارتباط دارد كه احكام راازطریق وحی باید دریافت نماید.ازطرف دیگرارتباط مستقیم با مردم ومسائل روزمره جامعه وجهان كه ازوحی درآن خبری نیست دارد.

چون خداوند می فرما ید:(النّبیّ أولی بالمؤمنین من أنفسهم (7)یعنی پیغنبراولی وسزاوار تربه مؤمنان است ازخود آنها یعنی مؤمنان بایدحكم وارادة اورا مقدم براراده خود بدارند.حال این سؤال مطرح است که مشورت حضرت بامردم درچه زمینه باید باشد؟ آیاخداوند، فقط مشورت در غیر احكام،ازقبیل جنگ با كفار وغیره رااراده كرده است، ویا اینكه عمومیت دارد احكام وغیراحكام را باهم شامل می‌شود؟

علماء ومفسرین شیعه، می‌گویند: كلمه امر (شاورهم فی الامر)گرچه مفهوم وسیعی دارد وهمه كارها را شامل می‌شود،ولی مسلم است كه پیامبر گرامی اسلام(ص) هرگز دراحكام الهی، بامردم مشورت نمی‌كرد بلكه در آنها تابع وحی بود.

یعنی مشورت، تنها درطرز اجرای دستورات ونحوه پیاده كردن احكام الهی بود. به عبارت دیگرپیامبر(ص)درقانون گذاری، هیچوقت مشورت نمی‌كرد وتنها درطرز اجرای قانون نظرمسلمانان را می‌خواست.

لذا گاهی كه حضرت ازمسلمانان مشورت می‌خواست مسلمانان می‌پرسیدند كه این یك قانون وحكم الهی است یانه؟ اگرازقبیل قانون بود مشورت نمی‌دادند. (8) پیشنهاد حباب ابن منذر مؤید این عقیده می باشد.

درجنگ بدر وقتی رسول خدا با نیروی جنگی‌اش در مقابل جنگ جویان قریش قرار گرفت حضرت جایی را به عنوان قرارگاه سپاه انتخاب نمود، حباب ابن منذرازرسول خدا (ص) پرسید: آیادرجایی توقف كرده‌اند،به دستورخدا منزل كرده‌اند یا آن كه دراینجا(رأی ،جنگ وحیله)نقش دارد؟ رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)فرمود: رأی،جنگ وحیله.آنگاه حباب گفت: بنابراین بهتراست نزدیك چاهی كه آب گوارایی داشته توقف كرده، حوضچه‌ای برپا كنند؛ ودرجنگ به راحتی باظروف خود از آن بهره ببرند.رأی حباب پذیرفته شد.(9)

دراینکه موضوع مشورت رسول خدا بامردم چه چیزمی تواند باشد، علماء ومفسرین اهل سنة تعابیر واحدی ندارند. تفسیر قرطبی اینگونه بیان دارد: فقالت طائفة:  ذلك فی مكائدالحروب، وقال الاخرون: ذلك فیما لم یأتیه فیه وحی. (10)

یعنی گروهی ازمفسرین می‌گویند مشورت رسول خدا در مورد حیله‌ها ونیرنگ‌‌های جنگی است نه احكام. ولی گروهی دیگرمی‌گویند مشورت حضرت در جایی است كه درآن مورد وحی وجودنداشته باشد. دربعضی جا‌‌ها تعبیراینگونه آمده است: درجایی كه نص نباشد.(11)می‌شود این دوتا تعبیر را به یك تعبیر برگرداند به اینكه مشورت رسول خدا جایش غیراحكام است. چون هیچ حكمی نیست كه نص نداشته باشد یا بطورخاص ویا بطورعام.

پس می‌شود گفت علماء شیعه وسنی براین باورند : درجایی كه نص وجود داشته باشد مشورت جایز نیست. ولی دربعضی جاها در مصادق باهم اختلاف دارند. ازجمله آن موارداختلافی، مسئله خلافت است چون شیعه، معتقدند كه رسول خدا،ازهمان آغاذ رسالت، دركنارتبیین مقام نبوت، به تبیین مقام امامت نیز پرداخت است. چه در ضمن انذار عشیره ویادر میادین جنگ.وقتی كه ازشجاعت، فدا كاری وازخود گذشتگی علی (ع) سخن به میان می آورد او را فرد شایسته برای مقام امامت می‌داند. بالخصوص درجریان غدیرخم كه حدیث آن دركتب شیعه وسنی وجود دارد. رسول خدا بطورصریح ولایت علی (ع) را برای مردم بیان می‌كند.

امّا متقابلا اهل سنت معتقدند براینکه دراین رابطه نصی وجود ندارد.

مطالبی مطرح شده از سوی شیعیان را  توجیه می‌كنند. ازجمله حدیث غدیر خم را كه مسئله ولایت را به صراحت بیان كرده، توجیه می‌كنند به اینكه ولایت بمعنی دوستی است نه ولایت وامارت.

براساس این گونه باور دینی قائلند براینكه خلیفه را می‌شودازطریق شورا انتخاب نمود. كما اینكه خلیفه سوم ازهمین طریق انتخاب گردید.

من دراین نوشتار درپی به ا ثبات رساندن یكی از دو عقیده نیستم. بلكه درپی مطرح نمودن نكتة هستم كه فكر ضعیف این بنده حقیراز درك آن عاجز مانده است. وآن اینكه چگونه امكان دارد كه اسلام درمسائل بسیار جزئی از قبیل مضمضه، استنشاق و امثال اینگونه مسائل جزئی، صد‌‌ها روایت داشته باشد.ماننداین حدیث: (حدثنا عبد الله بن الجراح، وأبو بكر بن خلاد الباهلى. ثنا عبد العزیز ابن محمد، عن زید بن أسلم، عن عطاء بن یسار، عن ابن عباس، أن رسول الله(صلى الله علیه وسلم) مضمض واستنشق من غرفة واحدة.(12)

یعنی رسول خدا صلی الله علیه وسلم، بایك مشت آب مضمضه واستنشاق را باهم انجام داد. امّادرمورد سرنوشت یك امتی كه با بیست و سه سال خون دل خوردن‌ها، به این حد ازاقتدار رسانید، هیچگونه نصی درباره رهبری آن به میان نیامده باشد. ویا د‌‌ها روایت داریم كه ازامام،به(راع)تعبیر می‌كند نمونه اش این روایت است:

وعن ابن عمر رضی الله عنهما قال سمعت رسول الله (ص) یقول: كلكم راع وكلكم مسؤول عن رعیته. الإمام راع ومسؤول عن رعیته. (13)

راع، به معنای چوپان است. این روایت خطاب به همة بالا دست‌‌‌ها و مقامات بالاتری كه افراد زیر دست دارند،یك مجموعه‌ای را اداره می‌كنند، می‌گوید همه شما نسبت به آن پایین دست‌ها بمنزله چوپان هستید، محافظت ازآنها بر عهده شماگذاشته است. حالاسؤال این است: آیامعقول خواهد بود كه چوپان گله را تنها گذاشته، خودش دنبال كارخود برود؟

2_اوصاف مشورت دهنده و وظایف او

بعد ازاینكه روشن شد كه درچه موضوعی مشورت صورت گیرد،  باید دانسته شود كه طرف مشورت چگونه افرادی باید باشد. این افراد درسخنان گهربارعلی(ع) چنین آمده است:

الف) ولا تدخلن فی مشورتك بخیلا یعدل بك عن الفضل ویعدك الفقر. باافراد بخیل مشورت نکن، زیرا ترا از بخشش وكمك به دیگران باز می‌دارند وازفقرمی ترسانند.

ب) ولا جبانا یضعفك عن الامور.همچنین با افراد ترسومشورت نكن زیرا آنها ترا ازانجام كارهای مهم بازمی‌دارند .

ت) ولا حریصا یزین لك الشره بالجور. ونیز با افراد حریص مشورت نكن كه آنها برای جمع آوری ثروت ویا كسب مقام، ستمگری رادرنظرتوخوب جلوه می‌دهند.(14)

دراسلام همانگونه كه به مشورت اهمّیت داده شده، به افراد طرف مشاوره نیز دستورداده شده كه درمشاوره نباید خیانت كند كه خیانت درمشوره ازگناهان بزرگ به حساب می آید.لذا مشاور اگرخودش می‌داند درمشورت كوتاهی نكند، اگرخودش نمی‌داند به دیگران اورا راهنمایی نماید.

امام سجاد علی بن الحسین ( علیهما السلام ) می فرماید: وحق المستشیر ان علمت له رأیا اشرت علیه وان لم تعلم ارشدته الی من یعلم. وحق المشیر علیك أن لاتتهمه فیما لا یوافقك من رأیه.(15)

حق كسی كه ازتومشورت می‌خواهد این است كه اگرعقیده ونظری داری دراختیار اوبگذاری واگردرباره‌ آن كار چیزی نمی‌دانی، اورا بكسی راهنمائی كنی كه میداند.وامّاحق كسی كه مشاورتواست این است كه درآنچه با توموافق نیست متهم نسازی.

عن ابی هریره: قال النبی صلی الله علیه وسلم: من استشاره اخوه المسلم، فأشارعلیه بغیررشد فقد خانه. (16) كسی كه برادرمسلمانش ازاومشورت بخواهد ولی او برخلاف مصلحتش مشورت دهد، درحق اوخیانت كرده.

حتی حكم عدم خیانت درباره غیرمسلمانان نیزثابت است، یعنی اگرانسان، پیشنهاد مشورت را ازغیر مسلمانی بپذیرد، حق ندارد درمشورت، نسبت به او خیانت كند وغیر ازآنچه تشخیص می‌دهد به او اظهارنماید.

حتی دین مبین اسلام درجای كه مشاوره دركارنیست می‌گوید اگردیدی كه برادرمسلمانت، بسوی آنچه درصلاحش نیست درحركت است وتو سكوت كردی، چیزی به اونگفتی، درحق اوخیانت كرده‌ای.

قال الصادق ( علیه السلام ): من رأی اخاه علی امر یكرهه ولم یردعه عنه وهو یقدرعلیه فقدخانه.(17) امام صادق (ع) می فرماید: كسی كه برادرخودرا مشغول كاری ببند كه دوست ندارمرتكب آن بشود ولی ناخود آگاه گرفتارش می‌شود اوقدرت هم دارد كه جلو این برادرخودرا بگرد نگذارد گرفتارشود، این كاررا نمی‌كند لذا درحق او خیانت كرده است.

بنابراین، درست است كه اسلام احكام شخصی دارد راجع به موضوع خاصی حكم صادرمی‌كند، ولی این مسئله ی را كه امام(ع) بیان می‌كند راجع به موضوع خاص نیست بلكه یك قاعده می باشد، یعنی همان چیزی كه درجهان امروزی عنوان بشردوستی را به خود گرفته است.

لكن با یك پله طرقی بیشتردراسلام مطرح گردیده است. یعنی اسلام به اینگونه تعاملات انسان‌‌ها ، به جای عنوان بشردوستی عنوان اخوت وبرادری را به‌كارمی‌برد. چون برادری یعنی صداقت، یعنی این همانی، یعنی دومجود دریك وجود، لذا عرب‌ها وقتی كه برادر خودرا ازدست می‌دهند می‌گویند: قد انكسرظهری. بخلاف عنوان بشردوستی كه می‌شود صداقت را ازآن گرفت.كما اینكه ابرقدرت‌‌های‌جهان كنونی‌عنوان بشردوستی‌را شلاق درست‌كرده‌‌اند  كه برسرخود بشربیچاره می‌كوبند.

3_فوائد مشورت
ازطرفی پیغمبرگرامی اسلام عقل كل است، ازطرف دیگ از طریق وحی باعالم بالا ارتباط دارد. می تواند با آگاهی كامل ازجهان و ما فیها، تصمیمات خود را اخذ نماید خدا وند می فرماید: (وماینطق عن الهوی إن هوالاّ وحی یوحی (18) او هرگزاز روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. سخن او هیچ غیر وحی خدا نیست.

ازسوی دیگر باوجود مشورت تصمیم نهایی ازآن رسول خدا می‌باشد. چون خدا وند بعدازاینكه به پیامبرش دستور مشورت می‌دهدچنین می فرماید: ( ... فإ ذاعزمت فتوكّل علی الله انّ الله یحب المتوكلین (19)امّاهنگامی كه تصمیم گرفتی برخدا توكل كن زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد. ( شاورهم) به صورت جمع آمده است. یعنی دررأی اندازی همه باید اشتراك ورزند وتبادل اندیشه نمایند. ولی( عزمت )به صورت مفرد امده است.

تنها پیامبرگرامی اسلام مورد خطاب قرار گرفته است. یعنی مشورت بكن. ولی تصمیم نهایی دست خودت باشد. با توجه به بی نیازی حضرت ازمشورت چون او عقل كل است. و با وحی ارتباط دارد. ازطرفی با وجود مشورت تصمیم نهایی به دست حضرت سپرده شده است.

حال سؤال این است كه این مشورت یك شكل صوری به خود می‌گیرد. بنابراین اینگونه مشورت چه فائده به حال جامعه دارد؟

علما درجهت حل این پرسش فوائد ذیل را ذكركرده‌اند:

1. درجنگ احد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ) درچگونگی جنگ با قریش بامردم مشورت نمود، ولی مسلمانان شكست خوردند. شكست مسلمانان دراین جنگ. دو پی آمد ناگوارداشت.

الف) مسلمانان به یك حالت غصه، اندوه وبه مرحله خود فراموشی رسیده بودند.

ب) زمینه این فكر به وجود آمده بود كه درآینده حضرت بامردم  مشورت نكند.

خداوند برای ازبین بردن این دو طرز تفكر. به پیامبرخود دستورمشورت می‌دهد. یعنی هم شخصیت ازدست رفته مسلمانان برگردد هم تفكر اینكه حضرت بامردم مشورت نكند نابودگردد.

2. متوجه ساختن مسلمانان به اهمّیت مشورت، تا آن را جزء برنامه‌‌های اساسی زندگی خودقراردهند.

3. مشورت با افراد باعث می‌شود كه نیروی فكرواندیشه دراین افراد پرورش وبالندگی پیدا نماید. چون وجود مشورت درجامعه، استبدادرأی را كه بزگترین مانع برای بالندگی فكرواندیشه است ازمیان برمی‌دارد.

4. مشورت یك راه قطعی وصددرصدی نیست. بلكه راهیست كه درآن لغزش وخطا وجود دارد. ولی لغزشی كه درمشورت وجود دارد به مراتب كمتر ازلغزشی است كه درتك نظری وتصمیمات فردی وجود دارد.

5. یكی دیگرازفوائدمشورت این است كه انسان ارزش شخصیت افراد ومیزان دوستی ودشمنی آنها را با خود درك خواهد كرد این شناسای راه را برای پیروزی او هموار می‌كند.(20)

بخش دوم

شورا ازدیدگاه سنت وعقل‌

الف) شورا ازدیدگاه سنت.

بعدازاینكه جایگاه شورا را ازدیدگاه قرآن كه منبع اصلی برای به دست آوردن احكام است شناختیم، اینك می‌پردازیم به شناخت شورا ازدیدگاه سنت كه خود این موضوع سه مرحله ازبحث را می طلبد .چون سنت شامل قول نبی، فعل نبی وتقریر نبی می‌شود.

1_شورا در لسان روایات

ازطریق شیعه وسنی روایاتی زیادی با تعابیر مختلف (المشاورة، المشورة، شاور و شورا وامثال اینها) درباره شورا آمده است كه نمونه‌‌های ازآنهاخدمت خوانندگان عزیز تقدیم می‌گردد.

الف) روایت درمورد اهمّیت شورا.

قال رسول الله(صلی الله علیه وآ له وسلم): اذاكان امرائكم خیاركم واغنیائكم سمحائكم وامركم شورا بینكم فظهرالارض خیرلكم من بطن‌‌ها، واذاكان امرائكم شراركم واغنیائكم بخلائكم ولم یكن امركم شورا بینكم فبطن الارض خیرلكم من ظهرها. (21) هنگامی كه زمامداران شما، نیكان شما باشند وتوانگران شما سخاوتمندان وكارهایتان به مشورت انجام گیرد.

دراین صورت روی زمین برای شما بهتراست (یعنی شایسته حیات وزندگی هستید) ولی اگرزمامدارانتان، بدان، وثروتمندان،افراد بخیل باشند ودركارها مشورت نكنید دراین صورت، زیرزمین ازروی آن برای شما بهتر است (یعنی مرده باشید بهترازاین است كه زنده باشی.

هشام عن علی بن زید عن سعید بن المسیب قال: قال رسول الله (صلی الله علیه وسلم ): لن یهلك امرؤ بعدالمشورة (22).یعنی هیچ شخصی بعد از مشورت هلاك نخواهدشد.

ب)درروایات دیگرازمشورت به (پشتوانه‌ای )قوی تعبیر شده است : قال علی (ع): لامال أعود من العقل، ولا مصیبة اعظم من الجهل، ولامظاهرة اوثق من المشاورة. (23) حضرت می فرماید هیچ مالی سودمندترازعقل نیست وهیچ مصیبتی بزرگتر ازنادانی نیست وهیچ پشتوانه محكمتر ازمشاورت نیست.

قال علی (ع): سمعت رسول الله (ص): یقول لافقراشد من الجهل ولا مال اعود من العقل ولا وحدة اوحش من العجب ولا استظهاراوثق من المشاورة. (24)

یعنی هیچ فقری بدتر ازنادانی نیست وهیچ مالی باسودترازعقل نیست وهیچ تنهای وحشتناكتر ازخود خواهی نیست وهیچ پشتوانه پیروزتر ازمشاورت نیست.

ج) بعضی از روایات می‌گوید بامشورت درعقل دیگران شریك می‌شوید، روایت این گونه آمده است: قال علی (ع‎) من استبد برأیه هلك، ومن شاور الرجال شاركها فی عقولها.(25)  كسی كه استبداد به رأی داشته باشد هلاك می‌شود وكسی كه با افراد دیگرمشورت كند با آنها درعقلشان شركت می‌كند.

قال علی (ع) استشرعدوك العاقل، واحذر رأی صدیقك الجاهل. (26)

یعنی بافرد عاقل ولو اینكه او دشمنت باشد مشورت كن، لكن بافرد جاهل ولو اینكه دوستت باشد مشورت نكن.

2_ نمونه‌های تاریخی شورا در صدر اسلام

با مراجعه به تاریخ به این نتیجه می رسیم كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم )  با اصحاب، مسلمانان ومردم درموارد مختلف جنگی، اجتماعی وارتباط بین مذاهب مشورت داشته وازنظریات آنان استفاده می‌كرده است.

نمونه‌‌هایی ازاین مشورت را تحت عنوان (فعل نبی) كه بخشی ازسنت را تشكیل می‌دهد وبه عنوان یك منبع فقهی به شمارمی رود، تقدیم خوانندگان عزیز می نمایم:

1_دعوت مسلمانان مدینه ازرسول خدا:

سال سیزدهم بعثت مسلمانان مدینه سخت مشتاق بودند تا موسم حج فرا برسد، درمكه ازنزدیك رسول خدا را ملاقات نمایند. كاروان پانصد نفری، كه ازمجموع آنان هفتاد وسه نفر به شمول دوزن مسلمان بودند، راهسپارمكه گردید، وقتی وارد مكه شد، مسلمانان پیامبر گرامی اسلام را ملاقات نمودند.

بعد ازمراسم بیعت درباره رفتن پیغمبرگرامی اسلام به مدینه، باحضرت مشورت نمودند، درنتیجه حضرت پذیرفت كه درفرصت مناسب به مدینه برود، به شرط اینكه مسلمانان اورا تنها نگذارند، همانگونه كه اززنان وفرزندان خود دفاع می‌كنند ازحضرت نیزدفاع نمایند، مسلمانان هم هركدام به نوبة خود به حضرت اطمنان خاطر دادند.(27)

2_ فدیه گرفتن ازاسیران:

درقبال آزادی آنان. سال دوم هجری كاروان بزرگ تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان رهسپار شام گردیده بود.

مسلمانان مدینه بعدازاطلاع ازسفر كاروان درصدد برآمدند كه دربرگشت كاروان، اموال تجاری، تجار قریش را تصرف نموده ضربة سختی بركفار قریش وارد نمایند.

لذاشخص رسول خدا با حدود سیصد نفرازمسلمانان برسرراه كاروان قرار می‌گیرند، ابوسفیان رئیس كاروان قریش ازاین جریان باخبرگردیده مسیركاروان را تغیرداده به سران قریش خبرمی‌دهدوازآنهاتقاضای كمك        می نماید. كفارقریش نیروی را به سرپرستی ابوجهل به سوی آنان می فرستند.

مسلمانان به جای اینكه اموال تجاری قریش را به دست آورند، درمقابل نیروهای جنگی قریش خودشان را می بی نند، به ناچار بایدآماده جنگ شوند. جنگ سختی در می‌گیرد، بعد ازاندك زمانی جنگ به نفع مسلمانان خاتمه می یابد، تعدادهفتاد نفرازقریش كشته وبه همین اندازه اسیر می‌گردد.

چهارده نفرازمسلمانان به شهادت می رسند.درمورداینكه با اسرا چگونه رفتارنمایند مسلمانان به مشورت می نشینند، بعضی ازكشتن آنان سخن به میان می آورد ولی بعضی دیگرنظرفدیه گرفتن راپیشنهاد می کند، نظرطرفداران  فدیه به تصویب رسیده، اسرا ازخطرمرگ جان سالم بدرمی برند، فدیه پرداخت نموده آزد می‌شوند.(28)

3_مشورت درجنگ احد:

نمونه دیگرازمشورت رسول خدا بامردم است. برای اینكه بهتر موضوع مشورت در جنگ احد دانسته شود، خوب است برآگاهی‌‌های مان درمورد جنگ احد بیافزایم.

بعد ازآنكه درسال دوم هجری كفّارقریش توسط مسلمانان شكست سختی را متحمل شدند، شب وروز درصدد بودند كه انتقام این شكست را ازمسلمانان بگیرند، لذا سال  سوم  هجری نیروی قابل توجهی را تدارك دیده، راهی سرزمین مدینه كه به عنوا ن پایگاه مسلمانان درآمده بود شدند.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم )با مسلمانان، بعد ازآگاهی ازنقشه كفّاربرای مقابله با آنان دراینكه داخل شهربمانند ویا اینكه خارج ازشهربروند به شور نشستند. عده‌ای ازجمله خود رسول خدا براین نظربودند كه داخل شهربمانند وازخودشان دفاع نمایند، ولی رأی اكثرمسلمانان، مقابله خارج ازشهر بود. لذا در دامنه كوه احد دو لشكر به نبرد ‌پرداختند.

ولی نتیجه این رویا رویی به علت تخلف نگهبانان تنگه شكست مسلمانان است. (29)

وشأن نزول آیه159 آل عمران ، همین شکست مسلمانان درجنگ احد می باشد.

4_ مشورت در جنگ خندق:

هابیل وقابیل زندگی اولاد  آدم را آنچنان بد پایه‌گذاری نمودند كه نه تنها زندگی خودشان را برباد دادند، بلكه تمام انسان‌‌های بعد ازخودشان را گرفتاردرد بی درمان آدم كشی نمودند، گاهی تحت عنوان قومیت، گاهی هم تحت عنوان مذهب وگرایش‌‌های مذهبی، لذا گاهی اوس وخزرج به جان هم می افتادند، گاهی هم بت پرستان و مسلمانان،  برهمین اساس جنگ‌‌های بدرو احد پایان جنگ‌ها  نبودند، جنگ‌ها  ادامه یافتند ولی این بارتحت عنوان جنگ احزاب، چون كفّارقریش درجنگ احد اگرچه برگ برنده را دردست داشتند.

ولی به هدف نهایی خودشان كه نابودی مسلمانان بود نرسیدند، لذا درصدد شدند كه نیرویی به مراتب پر قدرت‌تراز قبل گردآوری نمایند تا این بار بتوانند به هدف نهایشان دست یابند.

براساس این نوع تفكر، یهودی‌ها ، قومیت‌ها واقلیت‌‌های دیگررا نیز باخود همراه نموده، راه مدینه را درپیش می‌گیرند.

مسلمانان دركنار پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ازبرنامه‌‌های قریش وهمپیمانانشان اطلاع پیدا نموده، نحوه دفاع ازمدینه را به مشورت می‌گذارند تا نظرمتقن تر ومفیدتر مورد استفاده قرار گیرد.

درمیان لشكراسلام فردی بنام سلمان فارسی تنها فرد غیرعرب ازسرزمین ایران می‌خوا هد نظر خود را درمورد نحوه دفاع از مدینه را بیان نماید، دیگرنه كسی به لهجه او می‌خندد، ونه به اتهام اینكه ازسرزمین بیگانه است ازنظردادن اوجلوگیری نماید.

چون اسلام این قید وبند‌ها  را ازاساس برداشته است. اینکه امروزه بین مسلمانان این قید و بندها به طور حاد مطرح است چیزی دیگر و غیر مربوط به اسلام می باشد.

سلمان فارسی طبق تجربه خودش، كندن خندق به اطراف مدینه را پیشنهاد می‌كند. رسول خدا ومسلمانانی كه دركنارآن حضرت بودند ازنظر او استقبال نموده درباره اوچنین می‌گفتند: قال المهاجرون سلمان منّا. وقال الانصار: سلمان منّا. فقال رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ): سلمان منّا اهل البیت. (30)مهاجران گفتند: سلمان ازماست. انصارگفتند: سلمان ازماست. رسول خدا(ص) گفت: سلمان ازاهل بیت ماست. مسلمانان با كندن خندق ازشركفّاررهایی می یابند .

3_ سفارش پیامبر (ص) بر تشکیل شورا:

وقتی درعقبه ثانیه مسلمانان باحضرت بیعت نموده ازحضرت دعوت به عمل آوردند كه به مدینه هجرت نماید. پیامبر خدا از آنان خواست كه برای حل مشكلات وتسریع دربرنامه‌ها دوازده نفر ازمیانشان برگزینند وبه حضرت معرفی نمایند.

مسلمانان طبق درخواست رسول خدا (ص) دوازده نفررا به عنوان نقباء ویكی از آنان رابه عنوان رئیس النقبا كه به اصطلاح فارسی اش مجلس ورئیس مجلس می‌شود برای حضرت معرفی می نمایند.(31)

ب) شورا ازدیدگاه عقل

دراسلام عقل یكی ازمنابع استنباط احكام به شمارمی رود. لذا اگرفرض را براین بگذاریم كه شورا درقرآن نیامده بود،و روایات هم این همه تأكیدبرمسئله شورا نمی‌كرد، عقل حكم می‌كرد براینكه یك جامعه پویا ومتحرك، تكاملش درگرو استفاده ازعقل وافكار یكدیگراست.

یعنی همه،افكار واندیشه‌‌های خودشان را روی هم قرار داده سبك سنگین نموده آن یكی كه كارایی بیشتر برای جامعه دارد برمی‌گزینند. یعنی مسائل مهم خود شان را ازطریق شورا حل وفصل می نمایند.

مراجعه به سرگذشت گذشتگان ما را به این نتیجه می‌رساند، ملل غیر اسلامی نیز شورا را یكی ازراه حل‌‌های مهم، مشكلات اجتماعی می‌دانند. به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌شود:

1_ مشورت مسیحیان.

وقتی نصارای نجران دیدند كه فردی بنام محمد، ادعای پیغمبری دارد ومردم را به اسلام دعوت می‌كند، روزی ازروزها جلوحضرت را گرفته ازاهداف او جویا شدند، حضرت درجواب چنین گفت:

به شهادت دادن به اینكه جزالله معبودی نیست واینكه من فرستادة خدایم واینكه عیسی(ع) بنده‌ای است مخلوق كه می‌خورد ومی نوشید وسخن می‌گفت  سؤال وجواب آنان باحضرت ادامه یافت، تا اینكه حضرت دستور مباهله با آنان را ازجانب خداوند دریافت نموده، پیشنهاد مباهله را داد.

رؤسا وبزرگان مسیحیان باهم به مشورت نشستند، وبه این نتیجه رسیدند كه اگر حضرت با امتش بیاید، با او مباهله نمایند ولی اگربا زن وفرزندانش، بیاید ازمباهله با او انصراف دهند، این نوع آمدن برای مباهله، دلیل برحقانیت اوخواهدبود. چون هیچ كسی حاضرنیست خانواده خود را به خطر اندازد.(32)

2_دارالندوة

قبل ازاسلام عرب‌‌ها مكانی برای مشورت خودشان داشته. شبة النمیر(دارالندوة)رااین گونه معنی نموده است: دارالندوة، وهی الدارالتی كانوا یجتمعون فیها للتشاور، ولفظها مأخوذ من الندی، والنادی، والمنتدی وهومجلس القوم. (33) یعنی (دارالندوة) خانه آنچنانه است كه مردم برای مشورت درآن جمع می‌شوند. بلاذری می‌گوید:

وامّا دارالندوة فبناها قصی بن كلاب. فكانوا یجتمعون الیه فتقضی فیهاالامور. ثم كانت قریش بعده تجتمع فیها فتتشاور فی حروبها وامورها.(34)

دارالندوة را قصی فرزند كلاب بنا گذاری نمود. عرب‌‌ها  درآن گرد هم می‌آمدند تا درباره

مسائل زندگی شان حكم كنند. سپس دارالندوة محل تجمع قریش گردید، تا آنان درآن جمع شده، درباره جنگ‌ها  وامورزندگی شان مشورت نمایند.

بنابراین درمورد مشروعیت ورجحانیت شورا درمنابع اسلامی جای تردید نیست.

شورا و سیستم‌‌‌‌های حکومتی

مطالبی كه در این قسمت  عنوان می‌شود راجع به این است كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ) گرچه مأمور شده بود بامردم مشورت نماید، ولی تصمیم نهایی را، خود حضرت باید اتخاذ نماید. می تواند طبق آنچه كه مردم مشورت داده‌اند عمل نماید، ویا اینكه رأی مردم را نادیده گرفته طبق نظرخود رفتارنماید. مردم هیچ گونه حق اعتراض ندارند.

بخلاف شورا‌ها  ومجلس‌‌های رایج كنونی كشورهای اسلامی، چه اینكه عنوان حكومتش سلطنت وپادشاهی باشد ویااینكه ازنوع دموكراسی آن، جمهوری باشد. چون می‌شود برای حكومت مراحل سه گانه ذیل را درنظرگرفت:

1_حكومت ولایتی

حكومت برمبنای ولایت، عبارت است ازآن حكومتی كه مشروعیت وحاكمش از جانب خداوند بیان شده باشد، مانندحكومت سیزده ساله رسول خدا (ص)كه خداوند درباره مشروعیتش چنین می فرماید: (إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلام).(35 همانا دین (پسندیده)نزد خدا آیین اسلام است.

درباره اینكه حاكم این نوع حكومت كه باشدآیاتی زیادی وجود دارد. یك موردبه عنوان نمونه بیان می‌گردد: (وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ).(36) ) و از خدا و رسول او فرمان برید، باشد كه مشمول لطف و رحمت خدا شوید.

2-حكومت خلافتی

مراد ازحكومت خلافتی همان حكومت است كه جانشین  حكومت نوع اول گردید یعنی همان حكومت زمان خلفاء چهارگانه كه حدودسی سال به طول انجامید. كه طبق اعتقاد شیعه‌ها، مشروعیت این نوع حكومت ازطریق نص رسول خدابه دست می آید.

ولی طبق باورهای دینی سنی‌ها، راه اثبات مشروعیت این نوع حكومت گاهی  بیعت مردم، گاهی نصب خلیفه قبلی وگاهی هم  شورا است. بنابراین دراین نوع حكومت، شورا فقط برمبنای اهل سنت یكی ازراه‌‌های اثبات مشروعیت حكومت به شمار می‌آید.

دراین دونوع حكومت،گرچه برای شورا جایگاه خاص وباارزشی درنظرگرفته شده است. ولی تصمیم نهایی ازآن حاكم این حكومت می باشد.

چه اینكه آن حاكم رسول خدا باشد،ویا اینكه یكی ازخلیفه‌‌های بعدازآن حضرت باشد. این اختیاربرای حضرت طبق آیه مورد بحث ازجانب خدا داده شده است.

امّاخلفاء چون مانند آن حضرت واجب الاطاعة هستند، هرتصمیم را كه آنان اتخاذ نمودند تصمیم نهایی و عمل به آن واجب می باشد.

3-حكومت سلطنتی وجمهوری

الف) بعدازسپری شدن این دونوع حكومت وسركارآمدن معاویة بن ابوسفیان. باكمال تأسف بایدگفت : سیستم حكومت كلا" تغییرنموده حكومت شكل سلطنتی وپادشاهی به خود گرفت.

در درون این نوع حكومت، استبداد، فشارواختناق وجود دارد، لذا بدترین نوع ازحكومت‌‌های موجود دردنیا به حساب می‌آید، برای شورا ونظرمردم درآن به هیچ وجه جایگاهی درنظرگرفته نشده است.

ب) امروزه حكومتی از اعتباربین المللی برخورداراست، كه برخاسته ازآراء مردم باشد. یعنی مردم فردی را به عنوان رئیس جمهورانتخاب نموده، تا با تشكیل حكومت مبتنی برجمهوریت در کنار نمایندگان مردم در مجلس، به اعتماد مردم نسبت به خودشان ارج نهاده، هرآنچه قدرت دارند درطبق اخلاص گذاشته، برای پیشرفت مردمش تلاش جدی نمایند. دراین گونه نظام ،قوه مقننه ومجریه دركنارهم ومكمل یكدیگرند .

بلكه می توان گفت كه دراین شكل ازنظام تصمیم گیری نهایی دردست شورا می باشد. برهمین اساس اختیارات ذیل به شورا داده می‌شود:

اختیارات شورا

تصویب،تعدیل یالغوقوانین ویافرامین تقنینی.

تصویب پروگرام‌‌های انكشافی، اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وتكنولوژی.

تصویب بودجه دولتی واجازه اخذیا اعطای قرضه .

ایجادواحد‌‌های اداری،تعدیل ویاالغای آن.

تصدیق معاهدات ومیثاق‌‌‌‌های بین المللی یا فسخ الحاق کشوربه آن .

سایرصلاحیت‌‌‌‌های مندرج قانون اساسی. (37)

حتی درصورت وارد شدن اتهام به رئیس جمهورمجلس اورا استضاح نماید ویااینكه اورا ازاین مقام خلع نماید، طبق قانون اساسی هركشور.

امیدواریم با روی كارآمدن شورای مقتدروكارآمد، مردم ما آینده درخشانی درپیش روداشته باشند.

پی نوشت‌‌ها:

1.القمی الشیرازی،محمدطاهر،کتاب الاربعین،ص،169

2.طباطبایی،محمد حسین،تفسیرالمیزان،مترجم:موسوی همدانی،ص90،نشرکانون انتشارات تهران.

3.سوره آل عمران(3)آیه159.

4.ملکی،محمد،شورادراسلام، ص:29تا41ناشر:نهضت زنان مسلمان تهران،1359.

5.قرطبی،تفسیرقرطبی،دارالکتاب  العربی،ج4,ص:242.

6.همان.7.سوره احزاب(33)آیه6.

8.مکارم شیرازی،تفسیرنمونه ج3 ص:143وطباطبایی،محمدحسین،پیشیم ج4 ص:87

9.جعفریان،رسول،تایخ سیاسی اسلام سیره رسول خدا،ج1،ص:479

10.الخصاص،احکام القرآن ج3_ص:53.11.همان.

12.القزوینی،محمدبن یزید سنن ابن ماجه ج1ص:141.

13.بن شرف النووی یحیی ،ریاض الصالحین_ص:333

14.مجلسی،بحارالانوار،ج33ص602._ابن ابی الحدیدفشرح نهج البلاغه ج17ص36.

15.ری شهری،محمدی،میزان الحکمة ج2ص1527.

16.بخاری،الادب المفرد_ص:64.

17. -  طبری،علی،مشکاةالانوار_ص:149.

18. سوره النجم(53)آیات:3_4.

19ـسوره آل عمران(3) آیه159.

20ـ مکارم شیرازی،پشین ج:3ص:144_143.

21.محمودی،نهج السعدةج7ص:274.

22.ابن ابی شیبه،المصنف ج6ص:207.

23.مجلسی،محمدباقر،پشین،ج1_ص:94.

24. طبرانی،المعجم الکبیرج3_ص:69.

25.ابن ابی الحدید،پشین ج18_ص:382.

26. ری شهری،محمد،میزان الحکمةج2_ص:1527

27. سبحانی جعفر،فروغ ابدیت ج1ص:332.دین درعصردانش ج1-گروهی از نویسندگان ص:45_37

28.همان ص:426.همان.

29. طبری،تریخ طبری ج2،ص:189.سیره رسول خدا(ص)ج1ص:508.

30. القرطبی،پشین،ج:14ص:129.

31. جعفریان،رسول،پشینفت ج1ص:386.

32.طباطبایی پشین،ج3ص:360.

33. ابن شبة النمیری،تاریخ المدینه ج2ص:684.

34.بلاذری،فتوح البلدان ج1ص:60.

35.قرآن کریم سوره آل عمران(3)آیه:19                                     

36.همان،سوره آل عمران(3)آیه132.

37.قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان مصوب 14/10/1382هش،‌ ماده نودم.

 




ajabshir


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :